خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





از شیخ جام

     

      در حکایتی چند از:*

      احوال بیزبانان که خردمندان و نکته دانان امثال آن وضع کرده اند تا به

     جهت غرابت و ندرت طبیعت بر آن اقبال نماید وبروی ابواب فهم حکم و

     مصالح بکشاید .آن ندیدی که خرده دان بشکر داروی تلخ را کند شیرین تا

     بآن حیله از تن رنجور ببرد رنج و محنت دیرین . روباهی با کرکی دم

     مصادقت می زد .*

              و قدم   موافقت  می نهاد.  با یکدیگر بباغی گذشتد .در استوار

      بود .ودیوار ها پر خار گردان گردیدند. تا بسوراخی رسیدند. بر روباه

     فراخ*

            وبر کراک تنگ بود روباه آسان در آمد و کراک بزحمت فراوان 

     غوراهای گوناگون دیدند ومیوهای رنگارنگ یافتند روباه زیرک بود و

     حالت بیرون آمدن را ملاحظه کرد وکراک غافل چندانکه توانست بخورد

     ناگاه باغبان آگاه شد وچوب دستی برداشت . و روی بایشان نهاد روباه

     باریک میان زود از سوراخ بجست وکراک بزرگ شکم در آنجا محکم

     شد باغبا ن بوی رسید و چوب دستی کشید چندانش بزد که نه مرده ونه

     زنده پوست دریده  وپشم  کنده  از آن تنکنایی بیرون رفت .

     زومندی مکن ای خواجه بزرگ          کآخر کار زبون خواهی رفت

     فربهت کرده بسی نعمت و ناز         زآن بیندیش که چون خواهی ر فت

     با چنین جثه ندانم که چه سان            بدر مرگ برون خواهی رفت

       از بهارستان جامی

     


    این مطلب تا کنون 19 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : روباه ,خواهی ,
    از شیخ جام

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده